294!
-
تاریخ: 1405/6/21 ساعت: 17:10
چرا 300 نمیشه ؟ :)) چون تنبلم -_-داشتم ارائه رکورد میکردم نصفه شبی یه لحظه قیافه خودم رو دیدم تو آینه کوچیک رو میزم ! یهو E2FS تو دهنم خشک شد :))) ساکت شدم ماتم برد ...به خودم که اومدم فهمیدم به این فک میکردم که چقدر عوض شدم تو این 1 سال و چقدر خودمو نمیشناسم ...غمگینم ! خیلی غمگینم ...اولین سالگرد ...
هذیان... ماتم... فشار
-
تاریخ: 1405/6/21 ساعت: 17:10
مِهدی مُرد ... رفت استخر ، سرما خوردتب کرد ، خود درمانی کرد ، آمپول زد ، قندش رف رو ۶۰۰ ، بیماری خودش عود کرد ، عفونت تو کل بدنش ، تشنج ...و مُرد !تقدیر ؟ مهلتِ مرگ ؟ یا چی ؟ صبی که چشامو وا کردم و مامان گف مهدی رفته کما رویادم نمیره ! برق از چشام پرید . شوکه شدم فقط گفتم ها؟شبی که با آیدا حرف زدم و...
چندمی بود؟: ))
-
تاریخ: 1405/6/21 ساعت: 17:10
خیلی دلم میخواست زمان بعضی روزا بعضی جاها بعضی لحظه ها از زندگی متوقف میشد ...دقیقا اون لحظه ای که تو بیخیالی محض به سر میبریم ... پر از فکریما ! اما تهش میگیم بیخیال ... یه چیزی میشه دیگه !الان همین لحظه حال من اینه پر از فکر کارای ناتموم اما بیخیال با یکم سرخوشی کاذب !کاش همینجا استُپ رو میزدم...ل...
Love Story
-
تاریخ: 1405/6/21 ساعت: 17:10
مدتهاست دیگه شبا ۱۲ به بعد رو بیهوشم... مدتهاست که دیگه سعی میکنم به چیزی عمیق فکر نکنم ! حتی به ظاهر...الانم اگه پس زمان آینده روز دفاع نبود غرق خواب بی رویای خودم بودم ...الان تموم شدم از ۳ بار ارائه ی آنلاین و کف کردن دهنم ! دراز کشیدم ... آهنگ بی کلام Love Story پلی شد...دلم خواست بنویسم ... حس ...
17 اُم از 6 !
-
تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 22:46
مینویسم...از شـــبها , روزهـــاحـــس هـــا , خــــاطره هــا لــحـظـه هــایِدر حالِ عبـــور ...بــــمــونــه !بـــرایِ روزهــایــی کــه شـــایـــد بـــاشـــم و شـــایـــد نــــه !شروعِ وب نویسی " فــــروردینِ 89 " Adblock test (Why?)
.... Love Story ....
-
تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 22:46
مدتهاست دیگه شبا ۱۲ به بعد رو بیهوشم... مدتهاست که دیگه سعی میکنم به چیزی عمیق فکر نکنم !حتی به ظاهر...الانم اگه پس فردا روز دفاع نبود غرق خواب بی رویای خودم بودم ...الان تموم شدم از ۳ بار ارائه ی آنلاین و کف کردن دهنم ! دراز کشیدم ... آهنگ بی کلام Love Story پلی شد...دلم خواست بنویسم ... حس کردم زی...
چندمی بود ؟ :))
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 13:20
خیلی دلم میخواست زمان بعضی روزا بعضی جاها بعضی لحظه ها از زندگی متوقف میشد ...دقیقا اون لحظه ای که تو بیخیالی محض به سر میبریم ... پر از فکریما !اما تهش میگیم بیخیال ... یه چیزی میشه دیگه !الان همین لحظه حال من اینه پر از فکر کارای ناتموم اما بیخیال با یکم سرخوشی کاذب !کاش همینجا استُپ رو میزدم...لب...
296
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 15:37
مینویسم...از شـــبها , روزهـــاحـــس هـــا , خــــاطره هــا لــحـظـه هــایِدر حالِ عبـــور ...بــــمــونــه !بـــرایِ روزهــایــی کــه شـــایـــد بـــاشـــم و شـــایـــد نــــه !شروعِ وب نویسی " فــــروردینِ 89 " Adblock test (Why?)
هذیان ... ماتم ... فشار ...
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 15:37
مِهدی مُرد ... رفت استخر ، سرما خوردتب کرد ، خود درمانی کرد ، آمپول زد ، قندش رف رو ۶۰۰ ،بیماری خودش عود کرد ، عفونت تو کل بدنش ، تشنج ...و مُرد !تقدیر ؟ مهلتِ مرگ ؟ یا چی ؟ صبی که چشامو وا کردم و مامان گف مهدی رفته کما رویادم نمیره ! برق از چشام پرید . شوکه شدم فقط گفتم ها؟شبی که با آیدا حرف زدم و ...
298
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 15:37
u200fتوی دلم بیست و شش تا خرس قطبی نشستن وسط برفاو زل زدن به سفیدی بی سر و ته قطب شمالو معلوم نیست دارن به چی فکر میکنن... !Mood# نوشته شده توسط SaRa... در سه شنبه ۱۴۰۰/۰۶/۳۰ | Adblock test (Why?)
272 ! هیچی به هیچی ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
u200fیه وقتایی آدم حرفی نداره ، ولی سکوتشو داره !اما امان از اون وقتایی که نه حرفی داره و نه سکوتی داره !که نه میخوای حرفی بزنی و نه میخوای حرفی نزنی !که اینقدر بین سکوت و حرف زدن میری و میای که سرسام میگ
273 !
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
بیکار نشستم تو دفتر و برای اولین بار تو این 2 ماه سرم خلوته !منتظر سمانم...دستم تازه داشت گرم میشد به نوشتن پست که زنگ زد 5 دیقه ای میاد :))نزدیک 3 هفتست ندیدمش ! قبل از تعطیلات 13 و 14...انقد هیچی ر
275 !
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
میدونم که جز 2 3 نفری که بخاطر رفاقت و معرفت میان اینجا دیگه هیشکینمیخونه اینجارو اما نیاز دارم به نوشتن ...
276 ! شبی شاید رها کردم جهان پراضطرابم را ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
20 ُ اندی سال منتظر بودیم روزای خوب بیان ! نگو داشتن میرفتن :)))متنِ جذابِ تولدم :| :)من 17 شهریور منتظر نتایج بودم ! استوری یکی از دوستامو 15 شهریور باز کردم دیدم عع نتایج ! خیلی ریلکس رفتم سایت در ع
277! ماهِ بی تکرارِ من ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
بعد 1 ماه و اندی اومدم... نظرات رو خودنم ! تایید کردم ...وب 2 3 نفری رفتم و خوندمشون...با اینکه خـــــیلی سوت و کوره اینجاها ! یه پست گذاشتم ...خواب از سرم پریده بود !خواستم دوباره بنویسم از هرچی که دلم میخواست !متنی درد دلی...رویایی ! طبق روال قدیم...اما آهنگِ وبُ عوض کردمُ هندزفری به گوش !الان نمی...
277 !
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
و خدا یازدهمین پس لرزه رو بخیر کنه ... تو این هوای سرد ! :(۳تا روستای تخریب شده...من که سکته ناقص زدم ... کیفم پرت شد رو زمین ۶متر رفتم رو هوا ... وای از دل آشوب اهالی روستاها!هنوز بعد ۷ سال ورزقان وض
278 !
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:22
به هر فصلی غمی هر صفحه ای انبوه اندوهی...وطن جان ! خسته ام ... پایانِ خوبِ داستانت کو ؟
262 ! دو چشمِ خویشتن...
-
تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:36
آدمایی که از رابطه های طولانی میان بیرون خطرناکن،چون اونا میفهمن، می شه یه چیزایی رو از دست داد و نمُرد...
263 !
-
تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:36
نیاز دارم مغزمُ فولدرایِ لبتاپمم مث اتاقم تمیز شه و آروم !تمرکز کنم رو مسافرت ُ بعدش تعطیلی و فیلمایی که قراره ببینم ُکتابایی که استارت زدم دارم میخونم !بعد امتحان ُ مدرکُ کنکورُ سرِکار...اما نمیشه !امان از فکر امان از خیال !
264 ! بـــــــــهــــــآر بـــــــــهــــــــآر...
-
تاریخ: 1398/3/23 ساعت: 16:36
بـــــــهار بـــــــهار چه اسمِ آشنایـــــــــی ...صــــــدات میــــــاد اما خـــــــــودت کجـــــــآیی ؟ بهارتون مبارک بچه ها ! پیشاپیش...سالتون پر باشه از لحظه های ناب ! من برای اولین بار هیچ شوق و