233 :)

ساخت وبلاگ
سلام سلام :) بالاخره بعد از نزدیکِ 20 روز با آرامش تنها نشستم تو اتاقُ پای سیستم ...

سه شنبه نزدیکای ظهر عزمِ رفتن کردیم سمتِ تبریز ! پری بانو دو تا گلدونِ کوچولویِ

خوشگل داد بهم ... بنفشه آفریـــــقایی ! عاشقشون شدم به شدت ...

تو راه همش مراقبِ اونا بودم ! تو راه بابا خیلی زیاد نگه میداشتُ عمه هم بود 

این شد که نفهمیدیم اصلا کی شب شدُ کی رسیدیم ...

کلِ راه با صـــــــدایِ ماندگارِ استاد شهریارُ شعرهایِ محشرش سپری شد !

نصفه شبی رسیدیمُ منُ مامان بردیم عمه رو رسوندیمُ برگشتیمُ من بیهوش ...

تا فردا ظهر ! 

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 27 شهريور 1397 ساعت: 23:31