241 ! شـــــــهریـآرِ جـــــــان ...

ساخت وبلاگ
دیروز گیتارمُ بعد از مدتها درآوردم از کیف و گرد و خاکشُ زدودم :دی و شدیدا به سرم زد که دوباره برم سراغش ... و تصمیم گرفتم خودم از اول شروع کنم ! و از آنجایی که نه میرم سر کار نه باشگاهی نه ورزشی ! دار...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
دلم خیلی زیاد نوشتن میخواد ... شاید به مدت 1 هفتس که شبا لبتاپ رو روشن میکنم و وارد وب میشم تا بنویسم ... اما باز حوصله پَر ... مغزم پره از روزمرگی از تصمیم از هیجان از عشق از غم از تنهایی از پروژه از...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
دوستت ندارد شک نکن !!!  اگر داشت ، هر لحظه قدم های بیشتری برای رسیدن به تو بر می داشت ... ندارد که نمی آید ... ندارد که فاصله میگیرد ... ندارد که برای رفتن ... دنبال کوچکترین بهانه هاست … باور کن :) ت...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35

دوس دارم وب به همون روال قبلی برگرده و هر شب ُ هر لحظه که دلم خواست

آپش کنم ُ از جزئی ترین اتفاقات هم بنویسم...

اما مغزم زیادی درهم شده ! نمیفهمم از کجا و چی مینویسم...

از بس دوماهه ننوشتمُ تلنبار شده ...

دلم نمیخواد اما شایدم بستمش...

شایدم همینجوری هی بی سلیقه نویسی کردم :(

نمیدونم ...

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
آخرشم معلوم نشد که حرفا ما رو گم کردن

یا ما حرفا رو گم کردیم که اینجوری سکوت پیدامون کرد...

کاش میشد همه مغزمون بدون اینکه تایپ کنیم یا بنویسیم خالی شه اینجا 

یا رو کاغذ...

خســـــتم ! شدیدا کم خونیم پیشرفت کرده و دوباره زیاد میخوابم ...

میخواستم برم باشگاه اما حوصلشو ندارم !

دلم میخواد مث قدیما یه رمان عالی بخونم و غرق خیالاتِ خامِ بچگی بشم...

رمانای مودب پور 3> 

 

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
♪♫ این عشق شد زنــدانِ مــن ! ♪♫ ♪♫ این درد شد درمـــانِ مــن ! ♪♫ ♪♫ رویای تو پایـــان ندارد … ♪♫ ♪♫ قلبم بلند پــــرواز شد … ♪♫ ♪♫ از چشمِ تو آغـــــاز شد ♪♫ ♪♫ ترسی از این طوفان نـــدارد ♪♫ ♪♫ از د...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35

‏از یه جایی تلاش واسه نگه داشتن آدما بی فایده‌س و همه چیز بی اهمیت میشه ،

دقیقا مثل اونجایی که مولانا میگه :

" خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن ..."

 

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
نه ذوق و شوقِ رفته برمیگرده دیگه و نه آدمِ رفته... تهش اینه که یه چیز ناقصِ ساختگی واسه آدم میمونه و یه آدمی که دیگه نه میشناسیش و نه دیگه میشه دلت مثل قبل قرص باشه بهش.. فقط ...  فقط گاهی دلتنگِ خاطر...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
کــــــــــلی غُر دارمُ کلــــــــی حرف !  اما حوصلم ســــــر رفته, دلم نمیخواد بنویسم... دلم فقط حرف زدن میخواد با یکی :(    + بعدا :  در زبان ترکی یه کانسپتی داریم، «داریخماخ»  یه چیزی بین دلتنگی و ب...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 20:35
دیروز ناهارُ تو شـــــاهرود خوردیمُ تا شب روندیم سمتِ تهران ! نصفِ شبی مامان خواب بود جلو نشسته بودم ُ با بابا داشتیم آهنـگایِ داریوشُ میخوندیمُ لذت م...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : سه شنبه 27 شهريور 1397 ساعت: 23:31

close
تبلیغات در اینترنت